مهدی فاتحی

.
در دوران پایان سینما، تلویزیون دوباره رخ می‌نماید و گاه سرگرم‌مان می‌کند تا این درد زیستن بگذرد و دوای مرگ چون نوشدارویی از درد رهای‌مان کند.
سریال ریپلی، پلیسی،جنایی است و مثل هر اثر پلیسی قرار نیست مفاهیم و شخصیت محور کار باشد صرفا سرگرمی است اما امروز سرگرم ساختن هم بدون توهین به مخاطب و کلیشه و شعار دادن کار سختی است. اما سریال ریپلی سعی می‌کند شکل دیگری از مخاطب را جذب کند و صرفا بحث دزد و پلیس مطرح نباشد: سریالی سیاه و سفید، فیلمبرداری و نماهای بی‌نظیر در لوکیشن بی‌نظیرتر یعنی ایتالیا همراه با گره زدن روایت پلیسی با تاریخ هنر و مهمترن نقاش رنسانس کاراواجو.
ریپلی شخصی که به ایتالیا می‌رود تا دوست نقاشش را به آمریکا برگرداند اما عشق مردان، حسادت زنی میان دو مرد و ثروت کار را به جایی می‌رساند که ریپلی دوستش را می‌کشد و صاحب ثروت و هویت او می‌شود...
لوکیشن تمام فیلم در مکان‌های تاریخی و زیبای ایتالیا گرفته شده و شهر به شهر می‌گردد آن را به زیبایی به تصویر می‌کشد طوری که به نظر می‌آید فیلمساز در حال وصف و ستایش ایتالیاست تا روایت قصه. نماهای روز و شب آنقدر زیباست که مخاطب را نیز گاه مدهوش روایت مکان می‌کند تا شخصیت.
داستان ریپلی که اقتباس از رمان جنایی است گاه به گاه سعی می‌کند با داستان زندگی و نقاشی‌های کاراواجو تنیده شود برای این کار هم از مکان و هم از نقاشی و هم از شخصیت کارواجو بهره می‌برد.
کاراواجو نقاش بااستعدادی که در اواخر دوره رنسانس هنر نقاشی را برای چند نسل متحول کرد. او که از تصویر خودش و گدایان و روسپی‌ها به جای قدیسان و مریم باکره استفاده می‌کرد در زندگی اجتماعی نیز سرکش بود و به خاطر قتل و نزاع همیشه در حال فرار از شهری به شهر دیگر بود. درست مثل ریپلی که با هر قتل و جنایت به شهر دیگری می‌گریزد و انگار با ایستادن و تماشای نقاشی‌های کاراواجو در هر شهر برای برنامه بعدیش از او الهام می‌گیرد.
یکی از معروفترین نقاشی‌های کاراواجو کشتن جالوت به دست داوود است که سربریده جالوت چهره میانسالی کاراوجوست و چهره داوود که شمشیر در دست و سر بریده را اندوهناک می‌نگرد شاید چهره جوانی خود کاراوجوست. نگاهی مهربان و از سر محبتِ قاتل( داوود)بر چهره پر از خشم و تلخ مقتول انگار جای احساسات بر چهره را جا به جا کرده یا می‌خواهد بگوید آنکه مرگ را به او ارزانی داشته از سر عشق و دلسوزی است برای رهایی از رنج زیستن. عملی که منبع الهام ریپلی می‌شود و همان تصویر را در عمل بازسازی می‌کند.
ناچار از زیستن و زندگی هستیم ولی آنکه مرگ را پذیرفته مجبور به رنج زیستن نیست
#مهدی_فاتحی