.
درباره  ناهار لخت نوشته ویلیام باروز
ترجمه فرید قدمی

_متن کامل را در سایت زنو بخوانید-

...ناهار لخت مجموعه ای از خرده روایت‌ها و حرف‌ها و تک‌گویی‌ها و شکایت هاست. محور تمام این اتفاق‌ها مواد مخدر است؛ نعشگی، اسنیف و تو رگ زدن و احساسی است که از آن دارد. روایتی است جنون وار از انسانی در هم شکسته و خرد شده،که دیگر پایبند هیچ چیز نیست و در حال نابودی تن و روان خود است.
خواندن ناهار لخت بسیار متفاوت از ادبیات کلاسیک و معمول است و البته مخاطب خاص خود را می‌طلبد. رمان #باروز با شکلی از ادبیات #بیت که در براتیگان کرواک و حتی گاه بوکفسکی سراغ داریم متفاوت است. شعری است به نثر و برپایه هرزگی تمام عیار ذهن.به شدت زخم زننده با ریتمی تند. به موسیقی هارد‌راکی شبیه است که ضربات تمپ پشت سرِ هم و مسخ کننده، گاه آزارت می دهد،گاه تکان دهنده است و از امر واقعی به جهانی دیگر پرتاب‌ات می‌کند. در میانه‌ی روایت باروز در ناهار لخت، عجین شدن در دل روایت و همراهی با شخصیتی که میانِ گرد و اعتیاد و تزریق و فحش و عصبانیت غوطه ور است خواننده را به وحشت می‌اندازد و به سختی می تواند از این جهان پر از خشم و دود بیرون بیاید. خلسه ای دیوانه کننده اما لذت بخش مثل دقایق اول اسنیف کوکایین یا لحظات دیرتر تزریق وریدی هروئین است که لذتی دیوانه کننده،جدا کننده و رها کننده از هستی و واقعیت نثارت می کند.
باروز در این رمان پشت سر هم با ریتمی تند می نویسد و انگار هیچ‌گاه به عقب برنمی‌گردد.او معتقد است بازگشت به عقب و نگاه به آنچه که گذشته در متن، نویسنده یا تماشاگر را به مجسمه‌ای از نمک تبدیل می‌کند:
‘فقط یک چیز هست که نویسنده می‌تواند درباره‌اش بنویسد: آنچه در مقابل حواس‌اش هست در لحظه‌ی نوشتن..من یک دستگاه ثبت و ضبط‌ام..به این فکر نمی‌کنم که داستان،طرح،پیوستگی را بگنجانم…هر چه بیشتر در ثبت مستقیم سطوح خاصی از فرآیند روانی موفق شوم آن وقت توانسته‌ام کاری کرده باشم،هر چند محدود …’
باروز نوع دیگری از رمان و نوشتار را می‌آفریند که گاه خواننده را به عمد می‌آزارد. برای خواند ناهار لخت باید تمام آنچه که از خوانش و دانش پیشین ادبیات داریم کنار بگذاریم. با ذهنی خالی بدون هیچ قاعده‌ای به سراغش برویم و بگذاریم نویسنده کارش را با روح و روان‌ات بکند. بگذار همه ادبیات لخت و عریان در رگ ات تزریق شود و جان‌ات را دگرگون کند....
متن کامل در سایت:
www.zenoaward.com
مهدی فاتحی